كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

192

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

باشند . در اوايل قرن هفتم سه قبيله اصلى از يهوديان در يثرب وجود داشت . بنى قريظه ، بنى نضير و سومين كه از همه كوچكتر و كم اهميت‌تر بود ، بنى قينقاع . يهوديان با اينكه دين جدائى داشتند ولى به ظاهر از ساير همسايگان عرب خود قابل تشخيص نبودند . آنها تماما اسامى عربى داشتند ، سيستم سنتى قبيله‌اى را رعايت مىنمودند و مانند ساير قبائل عرب دائم در حال جنگ و گريز با يكديگر بودند . در قرن ششم ، قبيله بنى قيله از جنوب عربستان به اين نقطه مهاجرت كرده و در آنجا ساكن شد . ساكنين جديد خود را به دو گروه تقسيم كردند ، اوس و خزرج ، كه بعدا به دو قبيله مجزا با طوائف مختلف تقسيم شدند . ابتدا اين دو قبيله جزو ضعيف‌ترين قبائل منطقه به شمار مىرفتند ولى با گذشت زمان زمين‌هاى زيادى را به زير كشت برده و ثروتمند گرديدند و سپس قلعه‌هاى متفاوتى را براى محافظت خود ساختند . در اوايل قرن هفتم ، اوس و خزرج نسبتا در موقعيت بهترى از بقيه يهوديان قرار داشتند ، ولى شروع به جنگيدن با يكديگر نمودند . انتقال از حالت صحراگردى به زندگى ساكن كشاورزى بحرانى را در يثرب به وجود آورده بود كه حتى از بيمارى اجتماعى شهر مكه بيشتر احساس مىشد . رسوم قبيله‌اى كه در صحرا كاربرد داشت ديگر كافى به نظر نمىرسيد . آنها از سرزمين‌هاى اجدادى خود در صحرا با جسارت كامل محافظت مىنمودند و اين موضوع به علت فاصله‌اى كه قبائل از يكديگر داشتند منطقى به نظر مىرسيد . اما زمانى كه آنها در يك محل كوچك و هركدام با چند هكتار زمين به دور هم جمع شدند ، ديگر اين قوانين عملى نبود . گروهى در وقت و زمان مناسبى دستبردى ( غزوه ) به گروه ديگر مىزد ، گروه ديگر بايد انتقام آن را مىگرفت . به تدريج گروه‌هاى ساكن يثرب به جنگ دائمى با يكديگر افتادند و نتيجه آن نابودى مزارع و محصولات و منابع يثرب بود . قبائل يهودى همگى در اين مبارزه شركت داشتند و هركدام طرفدار يكى از دو قبيله اوس يا خزرج مىگرديدند . در سال 617 آنها به بن بست رسيده بودند . جنگ داخلى در آن سال با جنگ بعاث ، كه با برترى نسبى اوس و متحدانش همراه بود ، به اوج خود رسيد . ولى آنان به هيچ‌وجه نمىتوانستند اين پيروزى را حفظ كرده و از آن بهره‌مند گردند . ديگر همه احساس مىكردند بر خلاف نفرتى كه از پادشاهى دارند ، وجود يك قدرت مركزى قوى در يثرب از ضروريات است . عبد اللّه بن أبىّ ، يكى از رؤساى خزرج از جنگيدن در « بعاث » خوددارى كرد ، چون آن را بىفايده مىديد . به همين خاطر در بين مردم محبوبيتى به خاطر تفاوت نگذاشتن بين طوائف پيدا كرد و او را شايسته مقام رياست كل